افشار، ايرج. "كتابهاي چاپ قديم درايران وچاپ كتابهاي فارسي درجهان". دوره 5 . ش.49 (آبان45): ص 26-33، تصوير.

 

 

خلاصه:صنعت چاپ درعهد صفويان، شرحي درباره قديمي‌ترين كتبي كه به زبان فارسي دركشورهاي هند، عثماني، مصروشهرهاي اروپا چاپ شده، تاريخچه چاپ كتاب و چاپخانه درايران، اسامي باسمدي‌هاي تهراني و تبريزي، نوع كاغذ، وقف كتاب.

 

كتابهاي چاپ قديم در ايران و چاپ كتابهاي فارسي در جهان

 

ايرج افشار

دوره كتاب خطي با آمدن صنعت چاپ به ايران تقريباً به سر مي رسد. اگر چه مي دانيم كه در عهد صفويه در جلفاي اصفهان ماشين چاپ آورده شده بود و ارامنه چند جلد كتاب با آن طبع كرده اند كه اينك بعضي از آنها در موزه كليساي جلفا موجود است و عكس صفحه اي ازآن كتاب كه مربوط به مسيحيت می باشد در اينجا به چاپ مي رسد، اما صنعت چاپ براي كتب فارسي و عربي در ايران مربوط به دوران ولايت عهدي عباس ميرزاي نايب السلطنه است.

قديم ترين كتابي كه به زبان فارسي در جهان به طبع رسيده است مطابق آنچه تاكنون به نظر نويسنده رسيده دو كتاب است بنامهاي «داستان مسيح» و «داستان سن پيدرو» كه هر دو با ترجمه لاتين در سال 1639 (1094 هجري) يعني يازده سال پس از وفات شاه عباس اول در شهر «ليدن» توسط مرد فاضلي بنام «Ludovico de dieu » طبع شده و در انتهاي اين مقاله نمونه صفحه اي از آن چاپ گرديده است. 1

همين شخص در انتهاي دستور زباني كه براي آموختن فارسي به زبان لاتين نوشته و به نام «Rudimenta linguae persicae ».

«عنصرهاي زبان فارسي» در همان سال 1639و در همان شهر طبع كرد صفحاتي چند از ترجمه فارسي انجيل را به چاپ رسانيده است.

نا گفته نماند كه در سال 953 نسخه ای از تورات فارسي به خط عبري با سه زبان ديگر در استانبول چاپ شده است 2.

كتابهاي فارسي پيش از اينكه در ايران بطبع رسد در ممالك هندوستان، عثماني، مصر و شهرهاي اروپا به چاپ رسيده است. در هندوستان توسط مأمورين انگليسي مقيم كلكته نخستين چاپخانه براي طبع كتب فارسي در 1225 داير شد. از جمله در انتهاي انوار سهيلي (چاپ بمبئي 1828 / 1243) كه نمونه اي ازآن در اين مقاله چاپ شده است اين عبارات مندرج است كه حكايت از تاريخ چاپ سنگي كتب فارسي دارد .

«. جناب الفنتن بهادر فرمانفرماي سابق دارالعماره بمبئي……. از آن جمله انطباع كتب به تحريم قلم كه از تتبعات جديده و مبدعات مستحدثه و زاده ذهن و قاد و طبع صافي نهاد دانشنوران با دانش و فرهنگ ممالك وسيع المسالك فرنگ است اگر چه پيش از اين آگاهي به قدرت بعضي از نسخ موجزه و كتب مختصره به خط مايقرء صورت انطباع و ارتسام مي يافت اما از مدونات مبسوطه به خط نستعليق صرف كه اسطقس مقردات و مركبات آن چندان دور از كار و خارج از دايره پرگار شيوه و سياق استادان صاحب فن عالي مقدار نباشد تا اين زمان در حين انطباع و ارتسام نيامده بود، جناب سابق الالقاب همت بلند نهمت به اتمام اين كتاب انوار سهيلي    منظور داشته .. استكتاب كتاب مزبور را بعهده حقير ميرزا حسن شيرازي اشارت و. در مطبع بمبئي تاريخ دوم شهر رجب الاصب سنه 1243 سمت اتمام پذيرفت

پوشيده نماند كه مدادي كه به جهت استكتاب اين گونه طبع اختصاص يافته غير مداد معموله مصطلحه و اجزاي آن مركب از رنگ الوان كه در نقاشي بكار مي رود مي باشد.

 لهذا تحرير و كتابت آن بر فرض و تقدير تسلط و استعداد ملايمات و سياقي كه با مركب معمول معهود در سلك ترقيم و تسطير منتظم مي گردد و آن شيوه و اسلوبي كه در خط مدار عليه جمهور    [26]     صاحب اين فن و در نظر صاحب نظران ستوده مستحسن است در كمال صعوبت و اشكال بلكه قريب به محال است و كاغذي هم كه جهت نوشتن معين شده كه حروف و كلمات عكساً به طريق جذب از آن منتقل و منتقش در سنگ مي گردد بسبب اجزائي كه در آن به حكم ضرورت مستعمل است خش و ناهموار و توسن خامه در ميدان صفحة آن سر كشيده و عاجز از رفتار » از قديمترين كتابهاي فارسي چاپ عثماني فرهنگ شعوري است كه در سال 1255 هجري چاپ كرده اند.در مصر (مطبعه بولاق) هم كتب فارسي چاپ مي كرده اند. و اولين كتاب به نام «مفاتيح الدريهفي اثبات القوانين الدريه» در 1242 از چاپ خارج شده است. ديگر از كتابهايي كه آنجا چاپ شده يكي گلستان سعدي و ديگر پندنامه عطارست (هر دو 1244) كه عكس يك صفحه از پند نامه در اين دفتر آمده است. در شهرهاي اروپائي به پطرزبورغ ، وينه، لندن، رم و پاريس، ليدن، و بعضي بلاد ديگر نيز كتب فارسي به نفاست چاپ شده است.

 داستان مسيح چاپ سال 1639 ميلادي

 نمونه يك صفحه از كتاب چاپ عهد صفوي در جلفاي اصفهان

چاپ كتاب در ايران

گفتيم كه سابقه چاپخانه در ايران مربوط به دوره صفويه است. در آن عهد چاپخانه اي توسط كشيشان كرملي در آنجا داير شده و انجيل را طبع كرده اند كه نسخه اي از آن در موزه كليساي وانك موجود است.

آقاي دكتر لطف الله هنرفر سنگ قبر مردي ارمني بنام    [27]    كشيش آسادور متوفي 1695 را كه در آن عهد حرفه اش طباعت بوده است در اصفهان ديده اند. 3كه عكس آن سنگ در اينجا چاپ شده است.

نخستين چاپخانه فارسي كه در ايران داير شد چاپخانه سربي بوده است4كه در حدود سال 1227 توسط ميرزا زين العابدين به ايران آمد 5 و رساله اي بنام «فتح نامه» در باب جنگهاي ايران و روسيه در آنجا طبع كرده اند. اين چاپخانه در تبريز تا سال 1245 داير بوده است. در همين چاپخانه كتاب «مآثر السلطانيه» و بعضي كتب ديگر از جمله «رساله آبله كوبي» به طبع رسيده است.

نخستين چاپخانه در طهران در سال 1239 داير مي شود كه حروف سربي در آن  به كار برده مي شده است كتاب محرق القلوب از آثار آن است. نخستين كتاب چاپ سنگي تهران تاريخ معجم است كه در 1259 چاپ شده است.

پيش از اينكه اصطلاح مطبعه و چاپخانه رايج شود اصطلاحات باسمه و باسمه خاني و باسمه چي و كارخانه و دارالطباعه و دارالطبع و مطبع و مطبعه مصطلح بوده است.

در «گلشن عطارد » تأليف عباس عطارد تخلص به شطري كه در اصول سياق و ترسل است و كتاب متداول تحصيلي در مكاتب قديم بود(چاپ تبريز سال 1263) چاپ كننده اطلاعاتي در باره وضع چاپ در عهد محمد شاه بدست مي دهد كه عيناً نقل مي شود.

 صفحه اول از بوستان سعدي چاپ گراف در وين (اطريش) 1858 ميلادي

 صفحه عنوان چاپ بمبئي در 1318 قمري

«الحق اين عمل طبع مطبوع طبايع است و بهترين مجموع صنايع، خصوص اين كتاب را كه آقا جبار به سرپنجه  هنر از سنگ مرمر لعل گهر بيرون داده و عاليجاه خير الحاج حاجي اسدالله مذهب در نقاشي و جداولش دقت كرده . الحمد الله در زمان محمد شاه عمل طبع و تمثيل كه در عهد تعويق و تأخير بود در محروسه ايران شايع و ظاهر گرديدخاصه دارالسلطنة تبريز جنت نشان كه عطوفت و يمن تربيت سركار سپهر منزلت شاهزاده بهمن ميرزا . اين صنعت   [28]   بديع طبع مطبوع جميع طبايع گرديده است به اهتمام كمترين بندگان جبَّارين حاجي غفار تبريزي مطبوع شد».

صنعت چاپ در عهد ناصرالدين شاه رواج بيشتري يافت  و كتب متعدد در آن عهد به طبع رسيد. اعتماد السلطنه كه خود دراين كار كوشش بسيار كرد در كتاب «المآثر و الاثار» شمه اي درباره «اتساع دائره انطباع» و «ايجاد روزنامه » و «ترقي اداره گازت در ايران» و «ايجاد جريده مصور» و «ايجاد سالنامه و تخصيص طبع تقويم» بيان ميدارد.6

صنعت طبع كتاب در ميان ملل شرقي(هند و تركستان و عثماني و مصر و ايران) تا سالهاي دراز تحت تأثير هنر كتاب سازي مرسوم و سنتي شرق بود. يعني شيوه جدول بندي و سرلوحه سازي و تزئينات و صفحه سازي  از نسخ خطي به كتب چاپي منتقل شد و حتي نخستين صفحه كتاب از صفحه دوم (يعني پشت ورق) آغاز ميشد و اين ترتيب و روش نزديك صدسال يعني تا سالهاي 1330 قمري برجا بود. اما آرام آرام صفحه بندي و آرايش فرنگي جايگزين روش قديم گرديد.

طرفه اينجاست كه بسياري از كتابهاي فارسي كه در هند به طبع مي رسيد چون براي مردم ايراني يا مصرف در ايران بود پشت آنهارا با نام سلاطين ايران يعني ناصرالدين شاه مزين مي كرده اند.

در طبع كتاب چند تن همكاري دخالت داشته اند. يكي باني يا سرمايه گذار بوده است كه معمولاً در كتب مي نوشتند حسب الامر فلان شخص به طبع اقدام شد ديگر مباشر طبع كه از عمل او با عبارت سعي و اهتمام ياد مي كردند. ديگر خطاط كه كتب چاپ سنگي را مي نوشته است. ديگر عامل طبع يعني صاحب مطبعه يا كارخانه كه عمل يدي طبع را به انجام مي رسانيده است. كتابفروشان گاه خود باني بودند و گاه نيز صاحب مطبعه.

تاريخ طبع كتب غالباً در صفحه انتهاي كتاب ذكر ميشد. دربسياري از كتب چاپ هند مرسوم بوده است كه تاريخ را بصورت منظوم مي آورده اند و حتي اشعاري در وصف چاپ   [29]   كننده مي سروده اند.

واين روش در كتب چاپ ايران هم كم و بيش ديده مي شود. از جمله تحفه الملوك كشفي كه مصور است (تبريز 1274) اين قطعه آمده است كه:

نمونه صفحه عنوان كتاب شرف ايران وافتخار ايرانيان چاپ1321قمري

عكس قبرهيمه چي امني درعهد صفوي درجلفا

آقا علــي كه مــخـترع فـن طبع بود                            

                              نامد چون او به دهر هنرپيشه در وجود

در مطبع از سواد و بياض كتاب طبع

                             بر رغم دهر رشك شب و روز مي نمود

آقا علي گذشت و نيامد كسش هما

                              الا كهين برادرش آن آسمان جود

آقا رضاي نادره فن كز علوًّ طبع

                             چرخ برين به خاك درش روي عجز سود

گويي فرشته اي است نه انسان كز آب و خاك

                             زينسان وجود پاك نيامده در وجود

احسنت هم به پور گراميش گوي كاو

                             گوي هنر زطايفه همگان ربود

نامش حسين و فعل حسن پس ز حسن طبع

                             نيكو سزد بگويمش از آسمان ستود

حالي به فن طبع چو او كي است اوستاد

                              در زير كارخانه اين گنبد كبود

ديدي چو طبع او بنگر طرح نقش وي

                              کز ماني زمانه هزار آفرين شنود

برصدق ادعاي من «اين تحفه الملوك »

                               كامد چون وحي منزل از عالم شهود

از طبع اين كتاب مرا ثابت ادعاست

                              اي مدعي يمين وگواهم دگر چه سود

ز اوصاف نيك طبعي  او تا به روز حشر

                              کلك من از هزار يكي كي توان سرود

دم در كشم ز گفته و گويم علي الدوام

                                منا علي الئمه والانبيا درود

منت خداي را كه ز تركيب چهار طبع

                                زينسان سه پاك اصل بر آورد در وجود

سال هزار و دو صد و  هفتاد و چهار بد

                                كاقبال لب به مدحت اين هرسه بر گشود

از ميان كتابهاي چاپ  قديم  ايران قرآن چاپ معتدالدوله در 1246 واجد مزيت فني است و آن را با حروف معرب چاپ كرده اند و نمونه يك صفحه آن كه در اينجا چاپ مي شود حكايت از زيبائي و هنرمندي آن دارد.

كتب سنگي را در ايران معمولاً بيش از هفتصد هشتصد نسخه چاپ نمي كردند. چه سنگ چاپ بيش از اين قابليت انتستاخ نداشته است. اگر چه اكمال الدين شيخ صدوق (تهران 1301 ) را در يكهزار و هشتاد جلد چاپ زده اند (به شرحي كه در پشت آن ذكر شده است).

در كتاب زينه المجالس تأليف مجدي (مجد الدين  محمد حسيني) كه در سال 1305 قمري در طهران چاپ سنگي شده است، چاپ كنندگان در پايان كتاب شرحي نوشتهاند كه نكته هايي مهم در باره تاريخ چاپ در ايران را در بردارد و آن بدين شرح است:  

چون كتاب زينه المجالس كه از كتب معتبر تاريخ است در اين زمان ميمنت فرجام به سعي و اهتمام رسانيده جناب آقا محمد اسمعيل باسمه چي و منظور آنكه تمام ايران و قفقازيه كه به شغل كتاب فروختن مشغول بودم اين اقل السادات باني كتاب تمام علما و اعيان و تجار و كسبه حتي اطفال معلم خانه كه چرا    [30]    كتاب مثل  سابق نيست بدخط، بد چاپ، بد كاغذ، جواب دادم به جهت ارزاني كتاب. فرمودند پاكيزه بزنند با كاغذ و كاغذ و خط خوب، گران بفروشند. اين بود كه مراجعت از قفقازيه كيفيت را به جناب آقاي محمد اسماعيل گفتم. جواب دادند كه اين كتاب  زينت را من مي زنم. چون خط خوب و كاغذ خوب  دارد كه تمام باسمه خانه هاي طهران و تبريز و بمئبي و اسلامبول حتي مصر كسي نزده باشد، مشروط به اينكه اجرت زياد و خلتهاي فاخر و شيرينهاي رنگارنگ بدهي. قبول قول او نمودم و برادري دارد طلعت ماه جبين، آقا ابراهيم. داوطلب شد كه  من هم در قبول فرمايش برادر هستم.

 صفحه آخر كليات سعدي چاپ سعدي

به آن هم  وعده خلعت شد. والد مقدس آداب ايشان كه نام گرامش كربلا محمد حسين  است او استاد تمام باسمه خانه بود و پيرمرد قديم، از اين كيفيت مطلع شد. دعاي خير در حق ايشان فرمود و اقدام، در كتب نمودند.

الحق آن چه فرمودند صد مراتب بهتر شد وو الد سفارش زياد به شاگرد هاي باسمه خانه و والدان خود نمودند مشغول به زدن شدند. اميد كه خلاق عالم والد ولدين شاگردان را محفوظ بدارند.

مطلب ديگر استدعا از جنابان مقدسان كتاب فروشها و باسمه خانه ها به چاپ ميبرند كسي بي اذن صاحب كار كاغذ بر روي او نگذارد. حرام است. علاوه كتب از احكام شريعت مطهره مي باشد حرام او بد است. مطلب آن كه نصيحت است.ديگر آن كه در اواخر اين كتاب چون تاريخ است عدالت اعلا حضرت شهرياري ناصرالدين روحنا و روح العالمين فداه تحرير مي شودو مختصري از احوالات و سياست خود اقل السادات او قدري از كيفيت خوانسار كه چه قدر با امن بود و حال چه قدر آن شهر ياري عالي مقدار من فرمود و احوالات    [31]      علماي آن بلد و اسامي كتاب فروشهاي خوانساري كه در كجا  منزل دارند كه بر همه كس واضح و هويدا باشد و اسامي با سمه خانه ها در اين صفحه ذكر نموديم كه هر كس طالب هر كدام باشد زود پيدا كند.

يك صفحه از قرآن معتمدي

نمونه يكي از كتاب هاي چاپ قديم در هندوستان

 اميد كه خلاق علم وجود مبارك اعلا حضرت شاهنشاه را حفظ به فرمايند.

اسامي باسمه چي طهران: كربلا محمد حسين ميدان كاهو فروشان از قديم است با ولدان و ايشان  آقا محمد اسماعيل و آقا ابراهيم ـ  جناب الله قلي خان قديمي است در سر پلك كارخانه دارد ـ ولدان مرحوم آقا مير باقر، آقا سيد حسين واخوي او دروازه دولاب ـ آقا محمد تقي ولد حاجي عبد المحمد تكيه زرگرا ـ آقا ميرزا حبيب در باغ خان مروي ـ آقا مشهدي تقي دروازه دولاب ـ دار الطباعه كه از خود دولت است.

اسامي تبريز: حاجي عباس علي ـ جاجي احمد آقا ـ اسد آقا ـ مشهدي مهدي ـ كربلا عبد الحسين.

اجرت سنگ چهار هزار ده  

اجرت كتابت يك تومان دو هزار بيت. بيت پنجاه حرف»7

صفحه عنوان كتاب الحمار يحمل اسفارا

چاپ تهران 1337 قمري

خطي كه در نوشتن كتب براي چاپ سنگي به كار مي رفت بيشتر خط نسخ و نستعليق و گاهي شكسته بود.

كاغذي كه براي چاپ استفاده مي شد غالباً كاغذ روسي و روزنامه ومانند بود و گاه مانند كاغذ هاي فرنگي ديگر كه از طريق خليج فارس وارد ميشد مورد استعمال واقع مي شد. استفاده از كاغذ آبي رنگ در بعضي از كتابها كه مي خواستند صورت    [32]     تزئيني داشته باشد مورد پيدا مي كرد، نظير منتخب ديوان كبير شمس كه بنام شمس الحقايق (طهران 1280) طبع شده است. و نيز  مرسوم بود كه در طبع بعضي از كتب كاغذهاي رنگارنگ به كار برند. يعني هر چند صفحه را به يك رنگ بخصوص چاپ مي كردند. نظير ديوان انواري كه در سال 1264 در دارالطباعه دارالسلطانه تبريز طبع شده است و ده رنگ كاغذ در آن استعمال شده است. وقف كردن كتابهاي چاپي نيز مرسوم بوده است و اشخاص خيري كه باني انتشار مي شدند آن را وقف عام مي ساختند تا نسخ آن كتاب تماماً به اهل استحقاق مجاناً داده شود.

صفحه آخر قرآن چاپ معتمدالدوله در 1342

پريشان قاآني چاپ 1271 در تهران

نظير آن كه كتاب اكمال الدين صدوق (طبع طهران )  به همين نحو چاپ و توزيع شده است و در پشت آن نوشته اند:«بمباشرت عالي قدر محمد حسين كاشاني يك هزار و هشتاد جلد از كتاب مزبور را با كمال زحمت در صدد تصحيح و طبع آن بر آمده و وقف عالم نمود»8    [33]

پی نوشت    

1- براي تفسير به مقاله نويسنده اين سطور در «يغما» مراجه شود (11-12-16).

2- سعيد نفيسي، راهنماي كتاب (232:1).

3-  مجله وحيد ج 2 ش 8 ص 72.

4- در هند هم ابتدا كتب فارسي را با حروف سربي چاپ مي كرده اند و بعداً چاپ سنگي باب شده است.

5- المآثر و الاثار ص 100.

6 - المآثر و الاثار ص 100، 103،104،107،110،114.

7- زينه المجالس چاپ سنگي،طهران 1305 ق، ص 448 .

8 -براي اطلاعات بيشتر نگاه كنيد به مقالاتي كه در خصوص چاپخانهو مطبوعات در مجلات فارسي نوشته شده و فهرست آنها در«فهرست مقالات فارسي»، آمده است. از مراجع مهم، تحقيقات محمد علي تربيت (در مجله ارمغان) است كه ابتدا ترجمه انگليسي آن توسط ادوارد براوان در كتاب «شعر ايران جديد»، (لندن، 1914) نشر شد، و نيز مقاله جناب آقاي سيد حسن تقي زاده (در كاوه دوره دوم).

 

k*