آذري دميرچي، علاءالدين. "در حاشيه روابط سياسي ايران و فرانسه". دوره 16، ش 189 و 190 (تير و مرداد 57): 45-47،‌تصوير.

 

خلاصه: فتحعليشاه و جهانگشايي فرانسويان در زمان ناپلئون ـ سندي از بايگاني وزارت خارجه فرانسه: از اتحاد ايرانيان و فرانسويها به هنگام تصرف ايالت گرجستان توسط روسيه تزاري در قرن سيزده (ه.ق).

در حاشيه روابط سياسي ايران و فرانسه

نوشته دكتر علاء الدين آذري دميرچي          دانشگاه اصفهان

در زمان سلطنت خاقان سكندرنشان فتحعليشاه قاجار ، فرانسويان كه با ظهور ناپلئون بناپارت بفكر جهانگيري و كشور ستاني افتاد بودند پس از اينكه اروپا را بآتش و خون كشيدند و قريب پانزده سال ماشين جنگي آنها سراسر اين قاره را در نور ديد و حتي بشمال آفريقا رسيد در همان حال درصدد بر آمدند براي از پاي درآوردن انگليسيها به مستعمره زرخيز آنها يعني بتازند و انتقام شكست زمان پادشاهي لوئي پانزدهم1 را از آنها بگيرند. از طرفي انگليسيها نيروي دريائي فرانسه را در نبرد ترافالگار2 بكلي درهم شكسته بودند و فرانسه آن قدر قدرت و توانائي را براي حمله بجزيره اي كه ناپلئون از آن بتحقير و استهزاء ياد كرده بود نداشت3 ضمناً باين گفت كه اصولا اغلب امپراتوران و شاهان جاه طلب و مغرور مغرب زمين كه شرح حال اسكندر مقدوني و جهانگشائي اورا خوانده بودند آرزو داشتند بتقليد از او بمشرق زمين بتازند و حدود امپراتوري خود را تا آنسوي سرزمين هند بسط و گسترش دهند. ناپلئون براي تحقيق اين آرزو با عزام نمايندگاني چند بايران و عثماني مبادرت ورزيد، سفراي او كه اغلب مردماني كنجكاو و ورزيده و سرد و گرم چشيده بودند ميخواستند با انعقاد معاهداتي با اين كشور ها راه را براي عبور لشگريان پيروزمند خويش هموار سازند. چون سرزمين ما در اينزمان مورد حمله و تجاوز نيروي اهريمني روسيه تزاري قرار گرفته بود و ايالت گرجستان و پايتخت زيباي آن تفليس بوسيله قواي آن كشور اشغال شده بود شاه قاجار و وليعهد باكفايتش عباس ميرزابراي راندن روسها و از پس گرفتن گرجستان بفكر اتحاد و اتفاق با فرانسويان افتادند. امپراتور فرانسويان از اين نيت و هدف شاه ايران مستحضر شد و بدين ترتيب مبادله سفرا ميان دو كشور آغاز گرديد. بعد از اندك زماني، قراردادفين كن اشتاين4 روابط دولتين را وارد مرحله تازه اي نمود ژنرال گاردان5 كه ايرانيان آنزمان از او تحت عنوان غردان يا غاردان ياد كرده اند با هيأتي ازجانب ناپلئون با دستورالعمل لازم بايران آمد و باصلاح و تنظيم قشون ايران پرداخت. در بايگاني وزارت خارجه فرانسه نامه ها و اسناد جالبي اززمان اقامت هيأت نظامي فرانسه در ايران موجود است كه برخي از آنها بهمت محققان ايراني انتشار يافته است نگارنده اكنون فتوكپي يكي از اسناد بخوانندگان گرامي مجله هنرومردم عرضه داشته و درباره آن بذكر توضيحاتي مبادرت خواهد نمود. «در حضور عاليجاه رفيع جايگاه عمده الخوانين جنرال غردان و سركردگان فرانسيس 6 مكالمه و گفتگو شده كه هر گاه راي مبارك حضرت سكندر مرتبت پادشاه ذيجاه فلك بارگاه فرانسه قرار بگيرد كه براي امناي دولت ايران از روي لطف و مرحمت نشانة بفرستند از اين رو قرار بوده باشد. دوات قلمدان، انگشتر بهر وضعي كه خود صلاح بدانند، قوتي كه صورت مبارك پادشاه در آنجا باشد، تفنگ عمل استادان فرانسيس براي سركردگان خاص، ساعت مخصوصي كه خود صلاح بدانند، طپانچه مخصوص چون در عهدنامه اقرار شده بود كه گاه براي تسخير هندوستان از راه خشكي پادشاه فلك بارگاه فرانسه از معبرايران قشون تعيين بفرمايند، بعداز اينكه قدر و مقدار سپاه معروض راي آفتاب ضياي اعليحضرت پادشاهي بشود و راه را مشخص فرمود ه براي انضباط شوارع و معابر و تهيه تداركات ضرورية كه خود بقيمت خريداري نمايند اذن مجدد داده آمدن قشون را از كدام راه و بچه وضع مأذون فرمودند ميبايد منوط باين شرط و عهد بوده باشد كه ازقشون اروس6 و ساير فرنگستان احدي داخل نشده هر چه قرار داده ميشود كه بيايند همان قشون فرانسه و ايطاليا باشد كه بهمراه لشگر ايراني تا بفضل الهي آنچه خاطر خواه طرفين است بعمل آيد تحريراً في اوايل شهر جمادالثاني سنه 1223. محل مهر جناب آصفجاي معلوم خواهد گرديدكه اين سواد مطابق اصل است كه از خط وزير اعظم خود قلمي شد.»7 اين توافقنامه ميان ميرزا محمد شفيع مازندراني صدر اعظم فتحعليشاه و ژنرال گاردن حاصل شده است و در آخرين متن فرانسوي اين توافقنامه امضاي ژوانن8 يكي از اعضاي فعال هيات اعزامي فرانسه كه بعدها مدتي در ايران بعنوان دبير كل و كاردار سفارت فرانسه ماندگار شد و از او نامه هاي متعددي درباره ايران و ايراني در آرشيو وزارت خارجه فرانسه موجود است ديده ميشود و تاريخ آن 24 ژوئيه 1808 ميباشد نگارنده ناگزير است توضيحاتي در باره نوشته فوق و اخلاق و صفات فرانسويان آنروز گار بدهد: مورخان نوشته اند وقتي سرجان ملكه انگليس نماينده كمپاني هند شرقي انگليس وارد ايران شد براي جلب نظر فتحعليشاه و در باريان او بقدري هديه و ارمغان آورده بود كه چشم همه را خيره كرد غير از او سايرنمايندگان انگليس مانند سرهارفورد جونس و سر جان ماكدونالد و سر گوراوزلي و ديگران هميشه تحف و هداياي بسيار گرانبهائي براي شاه و درباريان حريص وطماع او ميآوردند و با جلب قلوب آنها مقاصد شوم خود را در اين كشور بثمر ميرساندند . اما فرانسويان اين چنين نبودند ، اينان مردماني بودند مقتصد و دورانديش كه حساب همه چيز را داشتند و بندرت دست و دلبازي از آنها سر ميزد ، اغلب آنها دست خالي به ميهن ماميآمدند نه پيشكش ميدادند و نه ارمغان عرضه ميداشتند بدين جهت عده اي از بزرگان دربار قاجار كه سرسپرده انگليسها شده بودند بفرانسويان اعتنائي نداشتند و در خرابي كارآنها ميكوشيدند. ميرزا محمد شفيع مازندراني كه چند صباحي دوستدارفرانسه بود و فرانسويان او را پشتبان و حامي خود ميدانستند در نامه اي كه براي يكي ازفرستادگان اين كشورنوشته اين مسئله را پيش كشيده كه شما بعلت ندادن هديه و پيشكش بايرانيان نخواهيد توانست بهدفهاي برسيد و طرفداراني براي خويش در اينجا دست و پا كنيد، با اينكه سفير ما عسگرخان با هداياي بسيار بدربار امپراتور شما رفته است اما اطلاع يافته ايم كه بعلت عدم توجه دربار شما او در وضع ناگواري بسر ميبرد و چندين هزارتومان مقروض شده است... بهر حال نميدانيم كه دولت فرانسه بر طبق سند ارائه شده فوق تا چه حد با اهداي پيشكش ها و هداياي مدرد نظر رضاي خاطر اولياي دولت قدر قدرت ايران را فراهم ساخته اند و شايد انعقاد قرارداد تيلسيت9 فيمابين فرانسه و روسيه و بازگشت اجباري هيات فرانسوي از ايران مجال تقديم هدايا را بآنها نداده است اما ميدانيم كه در زمان پادشاهي محمد شاه قاجار و ناصرالدينشاه فرانسوي ها از انگليسيها و روسها تأسي كرده و دست و دلباز شده اند10

پاورقي

(1)     (1774-1715) Louis XV

(2)      Trafalgar دماغه اي در شمال غربي اسپانيا در سال 1805 دريادار نلسون انگليسي ناوگان متحد فرانسه و اسپانيا را در نزديكي اين محل شكست داد.

(3)      منظور انگلستان است.

(4)     قلعه نظامي فين كين شتاين Finckenstrin واقع در پروس شرقي كه در اين محل قراردادي بهمين نام بين نماينده ايران ميرزا رضاي قزويني و مقامات دولت فرانسه منعقد گرديد

(5)     Gardanne يا Gardane كه نام اوكلود ماتيو بود (1817 1766 )و پس از انجام مأموريت خود در ايران مورد توجه امپراطور بناپارت قرار گرفت و به لقب كنت مفتخر شد و باعطاي تيولي در ولايت هانور Hanovre و وستفالي Westphlie با پنجاه هزار عايدي ساليانه سرافراز نمود (ر.ك. به كتاب مأموريت ژنرال گاردان در ايران تاليف پسر او كنت آلفرد دوگاردان ترجمه عباس اقبال ص 23 و 24 ).

(6)     منظور فرانسه است.

(7)     (1807 –1809 ) Perse ورق 42 و 43 .

(8)     Jouannin

(9)     Tilsit شهري واقع در پروس (آلمان) در سال 1807 قرار دادي بهمين نام ميان ناپلئون بناپارت و الكساندر اول تزار روس منعقد شد .

(10) هنگام جلوس ناصرالدينشاه سلطنت (1313 ه ) دولت فرانسه هداياي نفيس و ذيقيمتي بعنوان ناصرالدينشاه و مهد عليا مادر شاه و امير كبير صدراعظم ايران فرستاده است كه عبارت بود از :

1-پرده منقش برب النوع جمال كار استادان گوبلن از روي كار مي نيار نقاش .

2-پرده رب النوع نباتات كه مردم و فرشتگان گل بر او نثار ميكنند و سرگرم عيش و طرب ميباشند كار همان استادان از روي مي نيار.

3-گلدان نقره مطلا سماور نقره مطلا.

4-دويست و نود وسه جلد كتاب مختلف تاريخي و سياسي و اقتصادي و طبي و صنعتي و فلاحتي و نظامي و يك شاهنامه در دو مجلد مذهب.

5-نقشه هاي مختلف نظامي و غير نظامي و يك نقشه چاه آرتزين.

6-چند كوه ذوب فلزات . اين تحف بنام شاه بود براي مهدعليا نيز آئينه بزرگ و جهت امير كبير ظروف مختلفي از نقره و منبت و مطلا ر. ك. به كتاب امير كبير و ايران تأليف دكتر فريدون آدميت ص 373 و 374 .