مجمع التواریخ

در تاریخ انقراض صفویه و وقایع بعد

تا سال 1207 هجری قمری

تألیف

میرزا محمد خلیل مرعشی صفوی

      

بتصحیح و اهتمام

عباس اقبال

طهران 1328 هجری شمسی

شركت سهامی چاپ


اسب و رقم حكومت قندهار از درگاه والا برای او فرستاده ملقب بلقب صوفی صافی ضمیر و او را مخاطب بحسین قلیخان نمودند و چنین مسموع شد كه بعضی از نكته سنجان قزوینی در آن زمان تاریخ قتل اسدالله خان را بر دست محمود غلزه چنین یافته‌اند: «اسد را سگ شاه ایران درید» كه موافق حساب 1132 هجری شده باشد و قاتل این مصراع تفاوت یم سال را مجاز داشته.

القصه بعد از آنكه محمود باین عریضه حیله اندود و جواب سراپا بلاهت از طرف پادشاه و امرا خاطر جمع نمود ببهانه مهم هرات سرانجام سپاه نموده از راه سیستان و بیابان ناگاه بی‌خبر خود را بحوالی بم و نرماشیر و خبیص كه از توابع كرمان و دهنه بیابان است رسانیده بلاتأخیر وارد حوالی شهر كرمان گردید و حاكم كرمان در آن زمان از جانب پادشاه حسین‌خان سیستانی بود. چون در خود استعداد محاربه با محمود را ندید و مردم شهر كرمان نیز بسبب آنكه سالها برفاه و امنیت گذرانیده بودند و خوفی و بیمی از لشكر بیگانه در خاطر ایشان نبود و نیز كرمان حصاری و قلعه نداشت و حاكمی نیز نبود كدخدایان و اعزه شهر با كلانتر و داروغه ناچار شده باستقبال محمود مبادرت نمودند و چون محمود وارد شهر گردید تا حدی در ظاهر بتألیف قلوب سكنه شهر میكوشید تا آنكه خبر این سانحه بعرض امرای پادشاهی در قزوین رسید و از آنجا احكام بنام لطف علیخان سپهسالار كه در بلاد فارس بود صادر گردید باین مضمون كه با وجود بودن آن سپهسالار عظیم الأقتدار بقرب و جوار كرمان و متوجه نشدن بتنبیه محمود مردود كمال استعجاب روی داد. باید كه بمحض رسیدن حكم پادشاهی بی‌تأمل متوجه دفع این حادثه گردد. چون این رقم بلطف علیخان رسید محمدقلی بیك قزوینی را كه میر شمشیر او بود با قریب هشت نه هزار سوار از قشون فارس و كوه گیلویه و شوشتر و دزفول و رامهرمز و قلعه سلاسل با جمعی كثیر از مین باشیان و یوز باشیان و سرداران بر سر محمود تعیین نمود